جزئیات وبلاگ

به افراد نیازمند کمک کنید

  • Home / نوشته / فکرپروری چیست ؟

فکرپروری یا تفکر یکی از مهمترین ویژگی هایی است که انسان را از سایر موجودات متمایز ساخته و همین امر باعث پیشرفت و تکامل آن از بدو وجود تا به امروز بوده.
تفکر نیز در طول زمان رشد و ارتقا پیدا کرده، به طوری که هر شخصی صاحب تفکر متمایز و جدا نسبت به فردی دیگر است.

امروزه آموزش مهارت های فکری بالقوه، یکی از با ارزش ترین حوزه های تحقیق و توسعه آموزشی است. آموزش فکر پروری نیک نیازمندی فوقالعاده و ضروری است که هر شخضی باید آنها را از کودکی آموزش ببیند.

انسانها به شناخت نخواهند رسید مگر اینکه در مواجهه با اطلاعات، توانایی کندوکاو و تجزیه و تحلیل را داشته باشند. در دنیای امروز دسترسی به اطلاعات بسیار سریع و آسان است و این مسئله می تواند منجر به تغییر و تحول زندگی بشری گردد.

اما این فرایند به تدریج به علت عدم هر گونه دخل و تصرف در انتقال داده ها به نحوی که هیچگونه پردازشی در آنها صورت نگیرد از جهت صحت و کذب آن و همینطور تطبیق با وضعیت موجود باعث می گردد این مزیت به تدریج به تهدیدی انکار ناپذیر مبدل گردد.

تهدیدی که قدرت فکرپروری و تعقل انسانها را کاهش داده، در نهایت منجر به عدم استقلال فکری آنها گردیده است و این عدم استقلال منجر به پرورش انسانهایی حافظه مدار گردیده که در اخذ تصمیمات عادی خود در زندگی دچار مشکل هستند.

فکرپروری
لازمه این پردازش اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن ها، پرسش می باشد. که کلید این فرایند است در واقع پرسش قلب تفکر است و به عنوان زیر بنایی برای کندوکاو و فلسفیدن به کار می رود.

شما زمانی نسبت به یک پرسش پاسخ درستی می دهید که آن را از جوانب و ابعاد مختلف در نظر بگیرید.

پرسش ها منحصراً در صحت و سقم اطلاعات خلاصه نمی شوند بلکه دامنه پرسش ها گسترده تر از آن است که آن را مقید به یک رویداد یا یک واقعه بدانید.

چرا که مهم تر از صحت و سقم اطلاعات، پرسش از چگونه اندیشیدن شما است یا پرسش از خواسته ها و نگرش ها است که این خواست ها متاثر از آن است.

هدف از این پرسش ها رسیدن به یک پاسخ صحیح نیست بلکه رسیدن به یک اطلاعات تاثیرگذار است که مجموع این پرسش ها تفکر انتقادی را می سازند.

بنابراین زمانی این دامنه گسترده اطلاعات برای بشر مفید است که این اطلاعات منجر به آگاهی و روشنفکری بشری شود و این اطلاعات میل به پرسشگری، اشتیاق به درگیر شدن موضوعات جدید را بالاتر می برد.

 

آموزش فکرپروری کودکان کلیدی طلایی است که می تواند سبب رشد مهترین جنبه رشدی کودکان، یعنی« تفکر» می شود. جوامع توسعه یافته در کنار توجه به رشد و پیشرفت جامعه به مقوله رفتار و فرهنگ توجه داشته اند.

ما در فکر پروری برای کودکان یا فبک به این اهمیت موضوع ، جنبه ها و همچنین عواملی که آن را برای کودکانمان واجب می سازد را بیان می کنیم.

فکرپروری یا پرورش تفکر انواع مختلفی دارن و یکی از جنبه های آن پرورش خلاقیت و تعامل بهتر با مسائل متنوع می باشد. فکرپروری عاملی است که به وسیله آن میتوان به موفقیت شخصی و خارجی رسید.

موفقیت شخصی جنبه های مختلفی دارد ازجمله موفقیت و رشد و ارتقا مهارت های فردی که شامل سخن وری، استدلال، نگرش، اعتماد به نفس ، رستگاری، رشد و کمال از مزایای فکرپروری است.

مقوله فکرپروری و تفکر

تفکر یا فکرپروری، با پرسش برانگیخته می شود، بنابراین برای غربال کردن اطلاعات می بایست ابتدا تفکر کرد و با پرسش است.

تفکر فراخوانده می شود و از تفکر داوری ایجاد می گردد و فکرپروری آغاز داوری است و در داوری شناخت میسر می شود و در شناخت معنا ساخته می شود و معنا به قضاوت ختم می شود و قضاوت به  فرمان و فرمان به رفتار می انجامد.

پاسخ پایان فرایند یک تفکر است مگر اینکه آن پاسخ به یک پرسش دیگر منجر شود که در این پرتو علم همواره پویا است، در پرتوی این رویکرد علم و آگاهی جاری می گردد و هیچ گاه به انسداد نمی رسد.

بنابراین آنچه که باعث آگاهی می شود صحت اطلاعات نیست بلکه شناختی است که به سبب آن اطلاعات، آگاهی و شناخت بدست می آورید.

شناختی که موجب کشف معانی تازه گردد و آنچه که منجر به شناخت می گردد پاسخ هایی است که شما دریافت می کنید در واقع تغییر آنجایی است که منجر به بالندگی و پویایی و حرکت رو به جلویتان گردد.

که آن با پرسش های ممتد و پیاپی رخ می دهد و این امر مستلزم بدست آوردن هر پاسخ است که به ما می رسد.

یک پرسش به یک پاسخ ختم می شود اما یک پاسخ از زاویه های متفاوت منجر به پرسش های متعدد می شود.فکر، برسی کلی و ساده یک موضوع در پی مسائل روزمره پیرامون زندگی است، بدون تغییر در نوع نگرش و بازبینی بر روی آن.

ولی تفکر سطح پیشرفته تری از فکر با این تفاوت که رویکردی جدید به مساعل و موضوعات دارد بدون اینکه سادگی یا قدیمی بودن موضوع تاثیری بر روی آن گذارد.
تغییر و باز بینی، درستی و صحت آن، پذیرفتن یا نه نپذیرفتن چیزی و یا تعریف و ارائه راه حل در صورت وجود مشکل. همه و همه کلیات تفکر هستند. تفکر کهنه نمی شود و جوری که لحظه تازگی دارد و پیر و فرسوده نمی شود.

چه نیازی است به تفکر؟
با آموزش می توان تفکر را یاد داد؟
آیا تفکر سیستم و مکانیسم خاصی دارد؟
آیا تفکر انواعی دارد؟
همه و همه سوالاتی هستند که ممکن است برای پاسخ به چیستی های درون ذهنمان پرسش کنیم.
هر فردی داری خصوصیات شناختی بالقوه است.

همه ما با کلمه فلسفه و فکر کاملا آگاهیم. زمان دقیقی برای مشخص نشده و بر اساس یافته ها تاریخچه فکرپروری به چیزی حدود 6 قرن پیش از میلاد حضرت مسیح مطرح بر می گردد.

و اشخاصی نامدار و بزرگ در این زمینه رشد و پرورش پیدا کردن، هر کدام با طرز فکری جدا و نظریه های مختص به خود.
فکرپروری مقوله ای است که از دیرباز به آن اشاره شده و ریشه در کهن دارد.

تا آنجا که سخنان زیادی در مورد تفکر و زندگی توسط اشخاص عارف و بزرگمردی همچون حضرت علی (ع) و دیگر اشخاص نامدار شده. و شایان ذکر است که خداوند در کتاب مقدس خود قران کریم به اهمیت و مطرح بودن آن اشاره است.

گرچه هر فرد دارای یک سری توانایی های شناختی خاص است، به عبارت دیگر، هر شخص می تواند فرایندهای مختلف استدلال را اتخاذ و توسعه دهد. هر فردی میتواند تفکر کند ولی نمی تواند ذهن پرسش گری داشته باشد.

طرز تفکر ذاتی نیست ، بلکه رشد می کند. علی رغم این واقعیت که خصوصیات فردی و شناختی افراد ترجیح یک یا چند نوع خاص از تفکر را برمی انگیزد ، افراد می توانند هر نوع استدلال را توسعه داده و تمرین کنند.

تفکر مثل جسم نیست و میتوتند کوچک بماند و رشد نکند.

تفکر انواع و اقسام مختلفی دارد و ابتدایی ترین سطح آن فکر کردن است.

تفکر عملکردی است که منجر به فکرپروری و رشد ذهنی می شود.

سطوح و انواع تفکر و فکرپروری

تفکر ساده یا همان فکر کردن هم یک نوع تفکر است ولازمه مورد نیاز انواع دیگر تفگر می باشد.

صاحب نظران به وجود انواع تفکر، نظیر تفکر منطقی، شهودی، تفکر خلاق و تفکر انتقادی معتقد هستند که ماهیت تفکر ها با هم تفاوت دارند.

ولی بعضی صاحب نظران وجود انواع تفکر را رد می کنند و معتقدند که تفکر یک فرایند مشخص است و ماهیت مشترک و واحدی در همه تفکر ها وجود دارد.

در دیدگاه اول که متفاوت بودن انواع تفکر را مطرح می کند، افرادی مانند مارزانو و دیگران به انواع تفکر از قبیل تفکر خلاق و تفکر انتقادی اشاره می کنند و معتقدند که تفکر خلاق، تفکری است.

که به حل مسائل سخت و حل نشده اشاره می کند یا برای مسائل حل نشده گذشته راه حل های جدید کشف می کند.

در دیدگاه اول که متفاوت بودن انواع تفکر را مطرح می کند، افرادی مانند مارزانو و دیگران به انواع تفکر از قبیل تفکر خلاق و تفکر انتقادی اشاره می کنند.

معتقدند که تفکر خلاق، تفکری است که به حل مسائل سخت و حل نشده اشاره می کند یا برای مسائل حل نشده گذشته راه حل های جدید کشف می کند.

تفکر صحیح

تفکر صحیح به معنای تفکر منطقی است. هر چقدر انسان چگونگی صحیح فکر کردن را بیاموزد و ازین فرایند مراقبت کند می تواند در رشد فکر و اندیشه اش گام بردارد و همواره روند فکری اش را کنترل و ارزیابی کند و قدرت خویش را در فکر کردن بیشتر می کند.

متاسفانه انسان براساس چارچوب و قالبهای ذهنی اش فکر می کند. امروزه انسان بیش از آن که به پرورش فکر و اندیشه اش بپردازد، به جمع آوری اطلاعات و دانش پرداخته است.

غافل از اینکه برای تغییر زندگیش باید باورها و اندیشه هایش را تغییر دهد و از حصاری که برای خود قرارداده آزاد شود.
باید چگونه اندیشیدن، چگونه دیدن و چگونه شنیدن صحیح را بیاموزد.

بعد از آن بتواند داوری صحیح انجام دهد و به تبع آن تصمیمات صحیح اتخاذ کند. این فرایند سبب خرد ورزی میشود و خویشتن وجودی اش را رشد می دهد.

اگر زندگی انسان یکنواخت است و به نتیجه دلخواهش نمی رسد دلیلش را باید نحوه تفکرش جست .

برای تفکر صحیح نیاز به رفتن به کارگاه ها و کلاس های مختلف نیست بلکه تفکر صحیح به واسطه یک دسته از باورها و اعتقادات صحیح که نگرش نام دارد.

نگرش همان جهت و دیدگاهی است که انسان با توجه به آن زندگی می کند.

اما تفکر انتقادی یک فرایند انضباط ذهنی و یک مجموعه مهارتها را برای پردازش و گسترش اطلاعات و باورها تعریف می کند.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *